|
پس بهتر است در حضور گياهان مراقب رفتار و افكارتان باشيد؛ چون آنها ميتوانند شما را ببينند،
افكارتان را بخوانند و از تصميمات شما آگاه شوند.
تا قرن هيجدهم بنا به نظريهي ارسطو اين اعتقاد وجود داشت كه «گياه داراي روح، ولي فاقد احساس
است». تا اين كه «كارل فون لينه» پدر گياهشناسي قدمي فراتر گذاشت و اعلام كرد كه گياه نيز داراي
احساسات است و تنها فرق آن با انسان و حيوان عدم تحرك اوست. سپس اين تفاوت نيز توسط «رائول
فرانس» گياهشناس برجستهي ونيزي رد شد. در اوايل قرن بيستم وي اعلام كرد: «گياهان بدن خود را
به همان آزادي و آساني و ظرافت بدن انسان و حيوان حركت ميدهند، ولي چون سرعت حركت آنها
كمتر است ما متوجه آن نيستيم».
و بالاخره «كليو باکستر1» توسط آزمايشات خود نشان داد كه گياهان ميتوانند ببينند، احساسات خود
را بيان كنند، عكسالعمل نشان دهند، افكار انسان را بخوانند، بترسند، خوشحال شوند و از تصميمات
ما آگاه گردند.
كليو باكستر يكي از پيشروان استفاده از دستگاه دروغسنج بود. كار او آموزش افراد امنيتي و پليسهاي
جوان بود كه از سراسر جهان به او مراجعه ميكردند. خود او نيز در تشكيلات پليس سابقهي خدمت
طولاني داشت.
او در دفتر كارش گياه تزئيني آپارتماني از نوع سوسنيها داشت. در سال 1996 ميلادي يك روز پس از
فراغت از كار، فكر آزمايش دستگاه دروغ سنج روي برگسوسنيها به ذهنش خطور كرد. مگر نه اينكه
تغيير رطوبت باعث تغيير مقاومت الكتريكي ميشود، پس دستگاه بايد نتيجهي آب دادن و رسيدن
رطوبت حيات بخش به برگ گياه را نشان دهد. او يقين داشت كه آب دادن به گلدان باعث جذب
تدريجي آب به ساقه و برگ گياه و پايين آمدن تدريجي مقاومت الكتريكي آن خواهد شد. باكستر
الكترودهاي دستگاه دروغ سنج را به برگسوسني وصل و تعادل جريان الكتريكی را برقرار كرد.برخلاف
تصور باكستر به محض رسيدن رطوبت به برگ، دستگاه عبور جريان كمتري را نشان داد و پلي گراف2
يك منحني نزولی دندانهدار روي كاغذ رسم كرد. باكستر نخست دچار شگفتي شد. ولي شگفتي
بيشتر او وقتي بود كه متوجه شد، منحني به دست آمده شبيه منحني عكسالعمل انساني است كه
در يك لحظه دچار هيجان شديد شده باشد. باكستر خود دچار هيجان شد، زیرا گیاه با دریافت رطوبت
حیاتبخش آب دچار هیجان شده بود و آن را بروز ميداد. او نتيجه گرفت: «گياهان احساسات خود را
بيان ميكنند».
قدم بعد وادار كردن گياه به واكنش شديدتر و مشاهدهي واكنش آن بود. از روشهاي شناخته
شدهي پليس براي ايجاد تغيير حالت شديد در فرد، ايجاد ترس ناگهاني است. وي تصميم گرفت برگ
متصل به الكترودهاي دستگاه دروغسنج3 را با آتش بسوزاند و به محض اينكه اين فكر از ذهن او گذشت
و قبل از اين كه حركتي براي برداشتن كبريت يا فندك بكند، عقربه دستگاه با يك جهش، واكنش شديد
گياه را نشان داد و قلم رسّام پلي گراف، يك منحني صعودي دندانهدار رسم كرد. باكستر كه هيچ
حركتي براي سوزاندن برگ گياه نكرده بود و هيچ حادثهي ديگري نيز در محوطهي آزمايش رخ نداده بود،
دچار اين گمان شد كه: «گياهان ميتوانند فكر ما را بخوانند».
باكستر با بيميلي و اكراه تداركات سوزاندن برگ را آماده ميكرد. اين بار منحني صعودي كوچكتري
مشاهده شد. او متعاقباً وانمود كرد كه قصد سوزاندن برگ را دارد، ولي هيچ گونه واكنشي از طرف گياه
نشان داده نشد به نظر ميرسيد كه: «گياه قادر به تشخيص تصميم در مقابل تظاهر به تصميم
است».
باكستر ابتدا تصور ميكرد كه چون گياه فاقد اعضاي حسي شبيه انسان است، بنابراين بايد حس
ديگري در اين ارتباط دخالت داشته باشد. او به تدريج به اين عقيده رسيد كه سيستم ارتباطي گياه يك
سيستم كليتر و فراگيرتر است. سيستم ارتباطي كاملتري كه در گياهان و همه موجودات وجود
داشته و دارد. آزمايشات آشكار او به طور غيرقابل انكار نشان ميداد كه: «گياهان فاقد چشم هستند
ولي بهتر از ما ميبينند».
باكستر تصميم گرفت كه آزمايشگاه خود را تبديل به يك آزمايشگاه علمي مناسب كند. آزمايشات با
برگ جدا شده از گياه و حتي با قطعهاي كوچك از يك برگ عيناً به نتيجه رسيد..
چنانچه گياه در مقابل تهديد بسيار شديد قرار بگيرد يا صدمهي شديد به آن وارد شود، سيستم
دفاعي حيات او عيناً مشابه سيستم دفاعي انسان عمل ميكند، يعني ممكن است پس از مدتي
واكنش و مقاومت، دچار بيهوشي شود يا اصلاً بميرد. چنين حادثهاي وقتي اتفاق افتاد كه يك
روانشناس كانادايي براي مشاهده دستاوردهاي باكستر به آزمايشگاه او رفت.اولين گياه مورد آزمايش
هيچ واكنشي نشان نداد و همين طور گياه دوم تا پنجم و تنها گياه ششم واكنش بسيار ضعيفي از خود
نشان داد. باكستر وسايل آزمايش را بررسي كرد، ولي هيچ نقصي در آنها مشاهده نشد. در
جستجوي علت شكست آزمايشات باكستر از روانشناس كانادايي در مورد كار و فعاليت او سؤالاتي
كرد و معلوم شد كه اين شخص يك كشندهي گياه و كارش اين است كه گياهان مختلف را در كورهي
برقي آزمايشگاه ميسوزاند تا وزن خشك و مواد آنها را براي آزمايش تعيين كند. حدود چهل و پنج دقيقه
پس از خروج روانشناس كانادايي از آزمايشگاه، گياهان مورد آزمايش به هوش آمدند و مجدداً در مقابل
آزمايشات واكنش نشان دادند.
در يك سري آزمايش ديگر، باكستر متوجه نوعي ارتباط ظريف و ناگسستني بين گياه و پرورنده آن شد
به نظر ميرسد كه وقتي يك گياه با انسان مرتبط و وابسته شد، اين ارتباط و وابستگي را فارغ از فاصله
و حتي در ميان هزاران فرد ديگر حفظ ميكند.
باكستر تحقيقات خود را با بيش از بيست و پنج نوع گياه و ميوه، مانند كاهو، پياز، پرتقال و موز انجام
داد. حاصل اين آزمايشات، همگي شبيه يكديگر بود.
باكستر اعتقاد دارد كه ميوهها و سبزيجات ممكن است علاقهمند باشند كه خورده شوند و جزو
انسان يا حيوان بشوند، مشروط بر اينكه اين عمل با نوعي انگيزهي ايجاد ارتباط همراه باشد. اين اظهار
نظر البته با بعضي عقايد سنتي و مذهبي تطبيق دارد. باكستر ميگويد كه محتمل است ميوه و سبزي
خشنودتر باشند كه با خورده شدن، جزئي از يك موجود زنده و فعال بشوند تا اين كه پس از رسيدن به
زمين بيفتند و بپوسند. همان طور كه انسان ترجيح ميدهد پس از مرگ به عالم بالاتري برود.
زیرنویس:
1- Cleve Bakster
2- polygraph (دروغ فاش کن)
3ـ دستگاه دروغسنج يك وسيلهي الكترونيكي است كه با ثبت تغيير مقاومت يا رطوبت پوست بدن انسان، تغيير حالات او را نشان ميدهد. دو الكترود دستگاه به پوست دست بدن انسان وصل و مقاومت آن را تعيين ميكند. وقتي شخص مورد آزمايش به دليل اظهار دروغ يا موضوع خلاف واقع، تعيير حالت بدهد، دستگاه فوراً تغيير مقاومت پوست را نشان ميدهد، به طوري كه هر آزمايشكنندهي باتجربهاي مثل يك بازپرس ميتواند اين تغيير حالت و علت آن را درك و از آن نتيجهگيري كند.
منابع:
1- جمشیدی ، آمنه. پروژه های زیست شناسی،چاپ دوم 1380،انتشارات مدرسه،ص 182
2-http://www.oloomebateni.org/Article000047.htm1
3-www.bashgah.net/pages-10395.htm1
گردآوری: زهرا ضیائی فرد |